تبليغاتX
حدیث آرزومندی

حدیث آرزومندی

نوشته های فتح اله توحیدلو

بافشار دادن رنگ، تعهدمان آغاز می شود....

تابستان که تمام می شود، با کمی دلخوری و اندکی شکایت از یک کار دوباره و سر و کله زدن با دانش آموزان، ماه مهرمان را آغاز می کنیم. روزهای اول بچه ها همه مرتب هستند و خندان. مشکلی پیش نمی آید. کسی با کسی دعوایی نمی کند. و اگر دلخوری و دعوایی هست، از آنجا ناشی می شود که یا محل کارمان جدید شده است ، یا فلان دوستمان دیگر در این مدرسه نیست و یا حرفی ، بخشنامه ای و یا رییسی تازه دوباره سامان همه چیز را متحول کرده است.

مدرسه با زنگی آغاز می شود که هیچ ربطی به چکش و صفحه آهنی که در افتتاحیه سال تحصیلی نشان داده می شود ندارد. زنگش یک دکمه است که باید فشار بدهی و همین. دکمه را که فشار دادی انگار که مسئولیت بخش زیادی از نوجوانان و جوانان را پذیرفته باشی. انگار که دیگر قرار است نه تنها آموزش که پرورششان هم بدهی. اما آموزش و هم پرورش کمی حوصله می خواهد. چند صد دانش آموز را باید آموزش و از آن مهم تر پرورش داد؟ شوخی نیست! پرورش وقت می خواهد. زمان برای هر دانش آموز می خواهد. سرانه فضاهای آموزشی برای دانش اموزان مشخص است، حتی سرانه بودجه آموزش و پرورش نیز برای دانش آموزان معلوم شده است. اما تا به حال سرانه معلم و یا همان پرورشگر برای هر دانش اموز معلوم نشده است. کسی نمی گوید حق هر دانش آموز چند درصد از معلم است.  نه از علم معلم که از آنچه می تواند بپروراند، آنچه برای فرهیختگی لازم است.

خلاصه این که تنها به فشار زنگی کار را آغاز می کنیم.- این تعهد را- و با زنگی دیگر آن را از سر باز می نهیم. اما بر سر تعهدمان هیچ نمی اندیشیم. انگار که شده باشیم کارخانه دانشجو سازی. از این طرف این دانش آموز را می‌گیریم ، به ضرب و زور تست و درس های تستی، نکته های تستی، لقمه های تستی، ادبیات تستی حتی محبت های تستی، آن را روانه دانشگاه می نماییم . هرچه دانش آموزانمان را تستی تر بیاموزیم، دانشگاه بهتری می روند و کلاهمان را بالاتر می اندازیم. اصلا بر اساس نکات تستی مان و توانایی لقمه کردن هایمان در مدرسه ، می توانیم شهریه بگیریم. خوب و بد مدرسه را معلوم کنیم. افتخار می کنیم به تعداد قبولی های ماحصل این زندگی تستی.

معلم باید بتواند با تجربه ای که کسب کرده و دانشی که آموخته، آینده ای را فراسوتر از دیدگان دانش آموز ببیند. اکنون چه دانش آموز و چه معلم، تا دانشگاه را می بینیم و دیگر هیچ، زندگی درهیاهوهای این تست های چهارجوابی و این کتاب های رنگ و وارنگ کنکوری و این کلاس های نکته و تست های کنکوری گم می شود. برای این که دانش آموزان ما راحت تر به دانشگاه برسند.

 سال ها پیش، با محصلین آخر دبیرستانی کار می کردند، بعد شد دوره دبیرستانی، حالا دوره راهنمایی هم مهم شده است و چندی است برای دانش آموزان پنجم ابتدایی هم کلاس تست می گذاریم. بهانه مان هم این است که باید که او بتواند به مدرسه راهنمایی خوبی برود با همان معیار بالا، که اگر راهنمایی اش خوب نباشد، دیگر دبیرستان خوبی در کار نیست و این نکات تستی رادر کجا باید بیاموزد؟

همین طور این روال به سال های پایین و پایین تر هم کشیده می شود. به جای این که من معلم و سازمانی به اسم آموزش و پرورش تعیین کننده شیوه کار بقیه نهادهای خصوصی درباب تحصیل باشیم. آموزش و پرورش قراراست از هزار و یک کلاس و موسسه کنکوری عقب نیافتد و دانشجوی بیشتری تربیت کند. شاید که دکان این موسسات هم تعطیل شود!

درس زندگی؟ پرورش ذهن و خلاقیت؟ آمورش راه و رسم زندگی وکار کردن بر هویت شکل نگرفته دانش آموزان؟ آموزش روش ها به جای پر کردن ذهن دانش آموز از محتویات؟ تاکید و تمرکز بر روی اخلاق و قواعد اجتماعی؟ ملکه ذهن کردن چیزی که جامعه برای سلامت بدان نیازمند است؟ اول تحقیق بعد اجرا؟ این ها همه در کنار آن زندگی تستی دانش آموز چه می شود؟

آیاهیچگاه تحقیق کرده ایم که مثلا برای رفع مشکل ترافیک، یا مثلا مسئله ای به اسم دروغگویی در مدارس چه باید کرد؟ کدام تحقیق و فعالیت پژوهشی ما را ملزم نموده که هم، جامعه را جراحی کنیم و هم، تک تک دانش آموزان را؟ این همه تحقیق و سخنرانی و سمینار و کلاس های ضمن خدمت، و این همه زمان از زندگی جوان که در اختیار داریم، و این همه توان از خیل عظیم معلمان که در دسترس داریم،با جامعه چه ارتباطی پیدا کرده است ، با مشکلاتش، با ناهنجاری هایش؟ چه می شود که ناهنجاری جامعه، سنش آرام آرام پایین می آید و به دانش آموزان مدرسه می رسد؟ چرا دانش آموز را تنها برای ورودیه دانشگاه ها می پرورانیم، چرا اهمیت ورود به دانشگاه برایمانن بیش از اهمیت ورود به زندگی، ورود به کار،ورود به آدمیت می باشد؟

هرسال در اول مهر زنگ تعهدمان زده می شود، اما به راستی چقدر متعهدیم؟

----------------------------------------------------------------------------------------

این مقاله اول بار در مجله  پژوهش نامه آموزشی در مهر ماه ۸۷ به شماره ۱۰۲ وابسته به پژوهشگاه مطالعات اموزش و پرورش چاپ شده است.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 16:26  توسط فتح اله توحیدلو  |