خلاقیت و نوآوری
بحث انکار نا پذیر(خلّاقیت و نوآوری) در راهبرد هدایت نظام آموزش و پرورش؛ را به عنوان موضوعی قابل بحث، از سوی مقامات عالی کشور، در کانون توجه بسیاری از محققان و صاحب نظران اندیشه قرار داده است.
امروزه در کشورهای متمدن و در حال توسعه؛ آموزش و پرورش به عنوان محوری ترین رکن در ساخت زیربناهای علمی؛ آموزشی و پژوهشی جامعه حرف اول را می زند، چرا که ظهور و بروز استعدادهای درخشان و نخبه پروری، نیازمند آموزش و پرورشی است که تحول و نوآوری، پویایی و شور و نشاط را سرلوحهی کاری خود قرار دهد.
همه چیز در حال تغییر و تکامل است. و امر ثابتی درجهان وجود ندارد، همه چیز در حال نوشدن است، در قرآن مجید خداوند خود را کل یوم هو فی شان میخواند، مولوی در اشعار نغز خود در این خصوص سروده است :
هرنــفس نو مــی شــود دنیا و مــا
بی خــبر از نو شدن اندر بقا
عمر همــچون جـوی نو نو می رسد
مستمری می نمــاید در جــسد
نوآوری (Innovation) در ذات هستی موج میزند و انسان بصیر نوآوری را در طبیعت هم میتواند ببیند. نو شدن و نوآوری و نو ماندن مقولهای است که اگر در جامعه فراموش گردد، آن جامعه فرسوده شده و گرفتار احتضار و کهنگی می گردد و چنانچه روح نو شدن و نو ماندن در پیکره جامعهای دمیده شود، افراد آن جامعه شادابی و نشاط را با خود به ارمغان میآورند و به آن ماندگاری میبخشند. همان رسالتی که خداوند در دستور کار طبیعت هم گذارده است.
سرعت فوق العاده تحوّل در همه شئون زندگانی، به ویژه در حوزه فرهنگ، ارتباط، ومبادله اطلاعات از یک سو و نزدیک شدن، و به هم پیوستن سرنوشت کشورها به یک دیگر، از سویی دیگر، نوعی انگیزه اجتماعی پدید آورده است که میتوان به آن نوجویی و نوآوری نام گذاشت.
چون با افکارکهنه ومنجمد، انسان نمیتواند در این جهان که دهکده جهانیاش مینامند تعامل داشته و روی پای خود بایستد و ادامه حیات دهد، بلکه باید با دنیا تعامل نموده و افکار خود را صادر کرده و از دانش و اندوختههای علمی دیگران هم؛ بهنحو شایستهای در جهت پیشبرد ایدههایش استفاده نماید.
منظور از کهنه بودن چیست؟ کهنه بودن به چیزی و اندیشه یا رفتاری اطلاق میشود که با شرایط تازه سازگار نباشد و نتواند نیازهای تازه را برآورده نماید. این عدم انطباق است که انسان را به نوجویی و نوآوری بر میانگیزد.برای نو کردن از کجا آغاز کنیم؟
نو کردن باید از جا نبی آغاز گردد که به آموزش دانشها و مهارتهای جدید و یادگیری عمیق تر و سریعتر بینجامد0(نوآوری در مدرسه، شهین افتخاری ، روزنامه اطلاعات)
پیش نیازهای تحقق نوآوری (موانع نوآوری)
ابتدا باید پیش نیازهای لازم در نوآوری شناخنه شود؛ چون همگان واقفند که برای تحقق هر پیام و شعاری شرایط و زمینههایی لازم است؛ که بدون فراهم ساختن آنها، آن آرزوها در حد شعار و تعارف باقی میماند.
گام نخست - شناخت وضع موجود و کمبودها و کاستیهای آن در مقایسه با وضع مطلوب است، که باعث میشود، انسانهای خلاق و نوآور با اعتماد به نفس بالایی در رسیدن به ایدههایشان تلاش کنند.
گام دوم -فراهم آوردن شرایطی است که در آن الگوهای نو میتوانند به وجود آیند وجود ترس و نگرانی و عدم امنیت روانی فرد در سازمان، مانع بزرگی است که تا آن رفع نشده باشد، افراد نوآور و خلاق از ترس بر چسب خوردن و احیاناً اخراج از کار به دنبال ابداع روشهای جدید نخواهند رفت. باید سعی گردد چنانچه این گونه افراد تشویقی نمیگیرند، لااقل محاکمه هم نشوند.
گام سوم - یک نوآور باید اهل ریسک باشد، لازم است مسئولان امر به هر طریقی که شایسته است نوآوران را بدین امر تشویق نمایند.
نوآوری نوعی اجتهاد است، باید بدانیم که ابزارها و روشها و سیستمهای جدید در به کارگیری آنها، برای نوآور نباید امر مقدسی جلوه کند، تا بتواند بدون دغدغه داشتن از افکار دیگران به خلاقیت و نوآوری بپردازد و با جرات آن ها را ابراز نماید. در این صورت انسان خلاق به راحتی میتواند راههای مختلف را آزمون کند و به نتایج مطلوب خود به رسد.
گام چهارم - از موانع دیگر نوآوری میتوان ( تعامل به همرنگی و هم گونی) را نام برد، خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو، که باعث میشود جرات ابراز نظر جدید را در مقابل دیگران نداشته باشی.
موارد ده گانه زیر از مقاله( شکست نوآوری) برگرفته از سایت اینترنتی این گونه است.
1 - نبود فرهنگی که از نوآوری حمایت کند.
2- احساس مالکیت نکردن و از آن خود ندانستن سازمان توسط مدیران
3- فقدان یک فرآیند گسترده و فراگیر جهت نوآوری
4- تخصیص ندادن منابع کافی برای این فرایند
5 - عدم ارتباط بین پروژهها و طرحها با استراتژی سازمان
6- صرف نکردن زمان و انرژی کافی برای رفع ابهامات سازمانی
7 -ایجاد نکردن تنوع در فرآیندها( عقاید مختلف و متضاد)
8 -توسعه ندادن ابزارها و سنجشهای اندازهگیری پیشرفت
9- عدم وجود مربیان توانا در تیمهای نوآوری.
10- فقدان یک سیستم ایدهپرداز مدیریتی
خلاقیت و نوآوری در سازمان
همه سازمانها برای بقا، نیازمند اندیشههای نو و نظرات بدیع و تازهاند. افکار و نظرات جدید همچون روحی در کالبد سازمان، دمیده میشود و آن را از نیستی و فنا، نجات میدهد.
خلاقیت و نوآوری آن چنان به هم عجین شدهاند که شاید به دستدادن تعریف مستقلی از هر کدام دشوار باشد. امّا برای روشن شدن ذهن مِی توان آنها را به گونهای مجزا از هم تعریف نمود.
خلاقیت پیدایش و تولید یک اندیشه و فکر نو است. در حالی که نوآوری عملی ساختن آن اندیشه و فکر است. به عبارت دیگر خلاقیت اشاره به قدرت اندیشههای نو دارد و نوآوری به معنای کاربردی ساختن آن افکار نو و تازه است.( مدیریت و تحول، دکتر منوچهر جواهری)
استیفن رابینز در کتاب مبانی مدیریت خود در تعریف خلاقیت و نوآوری میگوید:
خلاقیت به طور عام یعنی توانایی ترکیب اندیشهها به شیوه منحصر به فرد یا ایجاد ارتباطی غیر معمول بین اندیشهها، برای نمونه نولان بوشل اندیشید که ترکیب تلویزیون و بازی میتواند برای مردم آمریکا جالب باشد. پس اندیشه خود را تبدیل به اختراع 100میلیون دلاری ویدیویی کرد. بک سازمان که مشوق نوآوری است، سازمانی است که دیدگاههای ناشناخته به مسائل یا راه حلهای منحصر برای حل مسائل را ارتقا میدهد.
کایزر درتعریف خلاقیت در کتابش به نام خلاقیت و شما، میگوید:به کارگیری تواناییهای ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید. جرج تری در کتاب اصول مدیریت اینگونه خلاقیت را تعریف میکند: هر انسان مدیر با غیر مدیری از استعداد خلاقیت برخوردار است، ولی آنچه مهمتر از وجود خلاقیت است، جلوگیری از عوامل باز دارنده ظهور آن است، که در صورت آزادسازی ذهن از پارادایمها و الگوهای زنجیرهای، میتوان در مدت کوتاهی شاهد رشد و خلاقیت بود. ایشان در ادامه موانع، خلاقیت را به ترتیب زیر معرفی می کند.
1- ترس از انتقاد و شکست
2- عدم اعتماد به نفس
3- تمایل به همرنگی با جماعت
4- عدم تمرکز ذهنی
5- عادت ها و سنتهای دست و پا گیر
6- انسدادهای ادراکی
خلاقیت فرآیندی است که دارای مراحل ذیل است
1- اندیشیدن به ایدههای جدید، علیرغم واکنشهای نامربوط
2- شناسایی و تعیین مشکلات و حساسیت نسبت به آن ها
3- استفاده از تجربیات و اندیشههای دیگران برای ارائه راهحلهای جدید
4- عدم اعمال فشار بر ذهن و اجازه فعالیت به ضمیر ناخودآگاه
سازمانهایی که نوآوری را تشویق میکنند این ویژه گیها را دارند.ساختارها انعطافپذیر، دسرسی آسان به منابع فراوان، فرهنگ انعطافپذیر، حمایت از اندیشههای جدید، تشویق و کنترل محیط، دسترسی به افرادی که خوب آموزش دیدهاند، آخرین اطلاعات را در رشته خود دارند و دارای امنیت شغلی هستند.
طبق نظریه گیلفور، خلاقیت یعنی حل یک مشکل یا سلسلهای از مسائل کوچک و بزرگ.
نظریه راجرز، خلاقیت یعنی اظهار وجود و استقلال طلبی و حفظ شخصیت انسان.
سخن آخر
چگونه میتوان خلاقیت و نوآوری را در سازمان تسریع کرد؟
توجه:
تا زمانی که مدیران سطوح عالی و سیاستگذاران سازمان،خود به خلاقیت و نوآوری به عنوان فعالیتهای ضروری و حیاتی باور و اعتقاد نداشته باشند، هیچ فعالیتی در این زمینه دوام و بقا نخواهد داشت. حال به شرط داشتن مدیران محقق، راههای تسریع نوآوری چنین است.
1- قیدوبندها وضوابط سخت برداشته شود، تا محیطی مناسب برای خلاقیت کارکنان سازمان ایجاد شود.
2- عوامل توسعه و تقویت قدرت خلاقیت و نوآوری در سازمان برای هدایت، پشتیبانی و تشویق
کسانی باشد که از خود نظر و اندیشههای خلاق بروز می دهند.
3- ایجاد سیستم پاداش دهی و تشویق افراد نوآور
4- بکارگیری جذب نیرو های خلاق و نوآور
5- امکانات مناسب تحقیقاتی و مالی برای کوشش های نوآوران.
6- آزادی عمل کافی در انجام فعالیت ها و تلاش های خلاق
7- بکار گیری نتایج حاصل از فعالیتهای خلاق و دادن پاداش مناسب به افراد خلاق.
این همه گفتیم لیک اندر بسیج
بی عنایات خدا هیچیم، هیچ
منابع:
1-افتخاری،شهین.نوآوری در مدرسه، روزنامه اطلاعات 2-مقاله شکست نوآوری، روزنامه اطلاعات
3-جواهری، منوچهر(1379). مدیریت تحول. دفتر همکاری های علمی و بین المللی
4-رابینز، استفن (1380).مبانی مدیریت ترجمه سید محمد اعرابی_پارساییان.تهران دفتر پژوهشهای فرهنگی
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
این مقاله در مجله پزوهش نامه آموزشی، شماره 103 آبان ماه سال 87، وابسته به پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش چاپ شده است
