ما چه قدرشناسيم
همكاري داشتيم، خيلي مؤدب، از شروع پژوهشكده، از همان روزهايي كه پژوهشكده راهاندازي شد؛ در پژوهشكده بود و تا حالاهم كه الحمدلله همكار ماست.
از ابتداي تأسيس پژوهشكده كساني كه ميخواستند در اين جا استخدام شوند و يا از محل خدمتشان انتقالي بگيرند و به اينجا بيايند و يا همكاران پژوهشكده، ايشان را ميشناختند، كارش جوري بود كه همه بايستي اول ايشان را ميديدند. يا از طريق تلفن صدايش را ميشنيدند، و حرف و پيامشان را به او ميگفتند و يا حضوري با او احوالپرسي ميكردند.
براي ديدن شخص رييس، ميبايست اول با او تماس ميگرفتي، براي گفتن يك موضوع و يا درخواست يك تقاضا از رييس، با او هماهنگ ميكردي. هميشه خيليها دوست دارند با رييسشان حرف بزنند، جوري خودشان را به او نشان دهند. او اول وقت ميداد، يا جواب پيام را از رييس ميگرفت و به ما اطلاع ميداد. خيلي مبادي آداب بود، خيلي با ديسيپلين بود، خوب حرف ميزد، با هر كس كه صحبت ميكرد ميايستاد، به همه احترام ميگذاشت، پيامهاي همه را يكسان ميرساند.
از صبح خيلي زود ميآمد تا وقتي رييس بود او هم بود، دل شب همراه رييس اتاق را ترك ميكرد. براي انجام كارهاي رييس با همه واحدهاي اداره تماس داشت، تلفن ميزد، پيام رييس را ميرساند يا كارهاي در دست اقدام را پيگيري ميكرد، پيامهارا مينوشت و برنامههاي رييس را راست و ريس ميكرد. بروبيايي داشت.
رييس اول پژوهشكده بود آن هم بود، رييس دوم كه بود آن هم بود، پژوهشگاه كه تأسيس شد او با رييس پژوهشگاه هم بود، با رييس سوم و چهارم هم همين طور بود تا اواسط رياست يكي به آخري.
صادقانه خدمت كرد، هيچ كس از او گله نداشت، چون همه جز خوبي از او نديده بودند، همه او را دوست داشتند.
او يك باره رفت و محل كارش تغيير كرد. خودش هم هنوز نفهميده كه چرا رفت. رفت و به كنجي از اداره خزيد و راحت شد، راحت شد از اين همه دغدغههاي كاري كه داشت و عليرغم همه آن تلاشها، كارش را دوست داشت.
اكنون او صبح ميآيد، ورودي خود را به پژوهشگاه با ثبت انگشت اعلام ميكند، به يك اتاق بدون پنجره و كمنور وارد ميشود، اتاقش تلفن هم ندارد، كارمند باشي و اتاقت تلفن هم نداشته باشد. آن چند سند مالي رسيده را بايگاني ميكند و ديگر هيچ!!! وآن همه همكاراني كه هميشه لااقل در روز يك بار با او در تماس بودند گويا او را فراموش كردهاند، او منتظر است تا ساعت چهار شود و ثبت خروج را به پرونده اعمالش هك نمايد و تا فردا خدا بزرگ است. ما چه قدرشناسيم!!؟.