حدیث آرزومندی

نوشته های فتح اله توحیدلو

من می نویسم

به نام خدا

 باسلام به عزیزان و دوستان

مدت هاست که کمتر می نویسم،  نمی دانم چرا دستم به نوشتن نمی رود، شاید حرفی برای گفتن ندارم، و شاید هم خوانندگانی برای خواندن حرفهایم نمی یابم. از فکر های غلط جامعه ما و یا هر انسانی این است که فکر می کند استاد دهر است  و مردم هم که هیچ اند و موظفند حرف ها و نوشته ها و گفته های او را بشنوند و یا بخوانند و حتماَ استفاده های شایان و قابل توجهی هم ببرند! همیشه دوست داریم جوری نشان دهیم که مایم که می دانیم و هیچ احتمال هم نمی دهیم که شاید طرف مقابل ما هم می فهمد و گاه بیشتر از ماهم می فهمد، حال اگر به روی ما نمی آورد به ما احترام می گذارد شاید نمی خواهد شرمنده شویم، کاش همین فکر راهم کرده بودیم. چنانچه مخاطب ما طاقت تحملش کم بود و خواست درسی بما بدهد، بلافاصله از کوره در رویم و در جواب گفته اش بر آمده، و پاسخ گوییم که حرف مرا درک نکردی و.....

حال من برای دل خود می نویسم، شاید نام آن ها را بگذارم دل نوسته ها، وهیچ انتظاری هم ندارم که مخاطبانی به آن ها توجه کنند و یا حتی بخوانند، اما همچون هر انسانی دوست دارم  رشد کنم، یاد بگیرم و فکر و عقیده ام هر روز نسبت به روز گذشته در تکامل و زایش باشد و این امر محقق نمی شود مگر که همین  گفته هایم را انسان های فهیم ببینند، وقت بگذارند، بخوانند و ایراد هایم را بر من متذکر شوند و من را ممنون و شرمنده خودشان گردانند.

پیشتر ها نوشته های قبلی ام را در این وبلاگ می آوردم، بدلایلی بعضی از آن هارا حذف کردم، و سپس دیگر حس نوشتن  در من نبود و بدین گونه بود که وقفه بلندی افتاد و عقلم و فکرم به کمک دستم نمی آمدند و در نتیجه چون زایش فکری نبود، لذا دست هم توان نوشتن را نداشت. از خدا می خواهم که یاریم کند و زندگی ام رادر راه طاعت خودش و شفقت برخلق سپری گرداند.    

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۱ساعت 1:5  توسط فتح اله توحیدلو  |