حدیث آرزومندی

نوشته های فتح اله توحیدلو

من همسر همسر ایشان هستم

تجربه های معلمی من

بنام خداوند

یک چند بکودکی به استاد شدیم   یک چند به استادی خود شاد شدیم

یادش بخیر که زمانی فرزندانمان کودک بودند با آن ها برای رساندنشان به دبستان ویا دبیرستان همراه می شدیم، با اولیای مدرسه در موضوع درس و تکلیفش گفتگو می کردیم، فرزندان درحال رشد کردن و ما در حا ل پیرشدن.

عکسی که پس از ارسال متن تجربه های معلمی من با عنوان هدایای روز معلم به گروه یک تجربه رسید، دو چهره دوست داشتی را در خود جلوه گر می کرد، آقای سنایی پور و آزاده ارجمند حاج آقا محمود صداقت، با هردو در روزگارخدمت حشر و نشری داشتیم، با استاد سنایی پور در دبیرستان شهید مصطفی خمیینی بود، که خاطرات خوبی از آن جا دارم اگر حوصله کنم می نویسم، بخصوص در مورد دو معاون  ارجمندم  در آن دبیرستان، یکی آقای سوزنده ودیگری آقای سهاله، دو اسم با مسما که هردو با هم  برای اداره و تمشیت مدرسه لازم اند، سوزنده همچون اسمش زمخت وسفت  و جدی وبا جذبه شدید، سهاله نرم و تپل وخنده رو با لهجه بسیار شیرین  و با نمک، بخصوص وقتی که فارسی صحبت می کرد، یکی برای دانش آموزان خاطی و حرف نشو لازم بود و دیگری برای میانجیگری و رفع اختلاف مشلات دانش آموزان، یادشان به خیر.

 با حاج آقا صداقت وقتی آزادگان به وطن برگشتند آشنا شدم، مدیریت شهید اختری را داشتند، من و آقای صداقت یک جورهایی شبیه هم هستیم، طوری که گاه مرا با او اشتباه می گرفتند، دخترم سمیه در مدرسه ای که خانم امیر اصلانی مدیر آن بودند، دانش آمور بود، مدیرمدرسه همسر حاج آقا صداقت بودند . روزی رفتم  بدنبال دخترم به آن مدرسه، مدیر حضور نداشتند، با معاون ایشان گفتگو کردم، هنوز خود را معرفی نکرده بودم ایشان از من سئوالی پرسیدند و من هم جواب ایشان را محترمانه دادم. اما پاسخ آن سئوال و جواب را شما هم بدانید:

سئوال: شما همسر خانم امیر اصلانی هستید؟

جواب: خیر من همسرِ همسر ایشان هستم.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مهر ۱۳۹۵ساعت 4:17  توسط فتح اله توحیدلو  |